محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
554
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
نمىكنيد بدانيد كه از عزّت و كرامت خود دست كشيدهايد و ذلّت را بر خود پذيرفتهايد . ( أو روّوا السّيوف من الدماء ، ترووا من الماء ) دشمن شما اصرار دارد شما را تا لب مرگ تشنه نگه دارد و يا آن كه شمشيرهايتان را از خون آنها سيراب كنيد . دشمن خود خون خويش را برايتان مباح كرده است . ( الموت في حياتكم مقهورين ) زندگى با ذلت و بردگى همان مرگ واقعى است . ( و الحياة في موتكم قاهرين ) تنها راه زندگى با كرامت و عزت ، در مبارزه با دشمنان خدا و انسانيت است . ( ألا و إنّ معاوية قاد لمة من الغواة ، و عمّس عليهم الخبر ) معاويه منافقانه و به دروغ پيراهن عثمان را بلند كرده است و رياكارانه براى حق و عدالت اشك تمساح مىريزد و اهل شام به او ايمان آوردهاند . ( حتّى جعلوا نحورهم أغراض المنيّة ) و خود را براى معاويه و بدعتهايش و افتراگويىهايش به كشتن دادهاند . امام عليه السّلام پس از ايراد اين خطبه و بسيج سپاهش ، رو به لشكر دشمن كرد و آنها را از رود دجله دور كرد . آنگاه عدهاى از ياران حضرت عليه السّلام او را به بستن آب روى لشكر معاويه دعوت كردند ، ولى او ممانعت كرد و فرمود : « كارى را كه جاهلان انجام دادهاند من انجام نمىدهم ! كتاب خدا را به آنها عرضه و راه هدايت را به آنها نشان مىدهيم ، اگر قبول نكردند ، شمشير را بر سرشان فرود مىآوريم . » « 1 »
--> ( 1 ) . « لا افعل ما فعله الجاهلون ! سنعرض عليهم كتاب اللّه و ندعوهم الى الهدى فان ابوا اعطيتهم حد السيف » منهاج البراعة : 4 / 310 ؛ وقعة صفين : 539 ؛ الفصول المهمة ، ابن صباغ : 1 / 447 و 497 .